شعری از من در نشریه هجوم

این شعر را که پس از فینال جام حذفی و با حال و هوای آن روزها سرودم ، تقدیم میکنم به تمام همشهریان خوبم

. . .

این کشتی به گل نمی نشیند

بندر دوستش دارد

خزر به احترام

موج هاش را آرام می کند

قوهای سپید می خوانند

تا حرکت کند

غفور به آرژانتین می رود

اسپندار و نیاکانی از امجدیه خندان می آیند

سیروس با افتخار از آزادی بر می گردد

در موج ها مخفی می شود

بادبانها  سفید

همیشه کاپ به قهرمان نمی رسد

این کشتی به گل نمی نشیند

بندر دوستش دارد

لینک شعر از نشریه هجوم

۲۹ آبان ۱۳۹۰
شعر بدون نظر

شعری از من در نشریه دادگر

شماره ۲۳ نشریه استانی دادگر در ۸۰ صفحه منتشر شد. در صفحه شعر این نشریه شعری از من در کنار اشعاری از منصور بنی مجیدی ، مسعود بیزارگیتی ، داوود ملک زاده ، اکبر اکسیر و دیگر شاعران به چاپ رسید. با هم می خوانیم.

 

کلاغ ها

بی باد

خنده های تو

شبیه درخت ها

دور می شوند

ایستاده ام اینجا :

آسمان

ابری

خرگوش ها

مشکوک

کمی که وقت

بچرخد تا برف سال بعد

نزدیک درخت ها

بلرزی یا نلرزی

من رفته ام

کلاغ ها

غروب می شوند

۲۵ مهر ۱۳۹۰
شعر بدون نظر

از من در وبلاگی

در روزهایی که پرداختن به زندگی شخصی و مطالعه کردن به جای نوشتن ،  بازتابی از زندگی من است صفحه ای در موردم در وبلاگ زیر دیدم که ضمن تشکر از نگارنده  لینک آن در زیر می آید

 

ورود به آن وبلاگ

۱۱ شهریور ۱۳۹۰
خبر بدون نظر

شرح این روزها

این روزها به کارهای شخصی زندگی مشغولم و خبر و ماجرایی در خصوص ادبیات برایم اتفاق نیفتاده بود تا اطلاع رسانی کنم. روزهای جاری ، شاید کار تهیه مجموعه شعر جدیدی از من و درگیر شدن با آن ، تنها دغدغه ادبی من باشد که آن هم به شکل مقطعی انجام می دهم و هنوز تصمیم و جدیت خاصی پیرامون این موضوع وجود ندارد.

۴ تیر ۱۳۹۰
خبر بدون نظر

گشتی در نمایشگاه کتاب

جمعه ، شانزده اردیبهشت ، به همراه همسرم به نمایشگاه کتاب رفتم تا با آثار جدید ادبی آشنا شوم و ضمن گشت و گذار در یک محیط فرهنگی کتاب های مورد علاقه را با توجه به بودجه در نظر گرفته شده خریداری کنم.

نمایشگاه شلوغ و استقبال مردم چشمگیر بود. انتشاراتی های مختلف با توجه به حیطه کاری خود ، کتاب های جدید یا تجدید چاپ شده را برای فروش در معرض دید حاضرین قرار داده بودند و لابد با توجه به بازار ضعیف و بی برنامه کتاب در ایران ، هر سال روی فروش و در آمد دوران نمایشگاه حساب ویژه باز می کنند.

شوک بزرگ ، خبر جلوگیری از حضور انتشارات آهنگ دیگر در نمایشگاه از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. یعنی موفق ترین و مشهورترین انتشاراتی تخصصی در حوزه شعر امروز ایران ، نباید در نمایشگاه حاضر باشد که این مسئله اعتبار نمایشگاه را در بین شاعران به شدت پایین می آورد. امسال به دلیل این اتفاق نمایشگاه کتاب دیگر جذابیت گذشته را برای شاعران نداشت هر چند که کتاب های شعر خوب و به روز در دیگر انتشاراتی ها هم یافت می شدند اما فقدان آهنگ دیگر به هیچ عنوان قابل گذشت نبود.

در مجموع از دیدگاه من انتشاراتی های مشکی، فرهنگ ایلیا ، پیک آوین ، امرود ، چشمه ، ترفند ، مروارید ، دفتر شعر جوان ، نوح نبی ، فصل پنجم ، دیباچه ، ثالث ، نیلوفر در نمایشگاه موفق عمل کردند که دو انتشارات فصل پنجم و دفتر شعر جوان در حوزه شعر از سایرین موفق تر بودند.

سروش محبوب یگانه ۱۶ اردیبهشت ۹۰ مصلای تهران

۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۰
خبر بدون نظر

در 28 مهر 1361 در کنار آبهای گاه خروشان و گاه آرام دریا از پدر و مادری انزلی چی  که نام سروش بر من نهادند زاده شدم. در کنار دریا قدم زدم وبا ماسه ها همبازی شدم و شعر خواندم تا کلاسهای مدرسه یکی پس از دیگری تمام  شدند. برای تحصیل به گچساران رفتم و در رشته مهندسی صنایع مدرک  کارشناسی گرفتم و دوران سربازی را در کرج به پایان رساندم. به انزلی که برگشتم دریا شبیه همیشه بود و من همچنان شعر را دوست داشتم. 

ضمن تشکر از شما دوست عزیز که از سایت من بازدید کردید خوشحال می شوم جهت اظهار نظر در هر موردی و یا پرسش یا فعالیتی ادبی با من تماس بگیرید:  soroush@mahboubyeganeh.com