شعری از من در نشریه دادگر

شماره ۲۳ نشریه استانی دادگر در ۸۰ صفحه منتشر شد. در صفحه شعر این نشریه شعری از من در کنار اشعاری از منصور بنی مجیدی ، مسعود بیزارگیتی ، داوود ملک زاده ، اکبر اکسیر و دیگر شاعران به چاپ رسید. با هم می خوانیم.

 

کلاغ ها

بی باد

خنده های تو

شبیه درخت ها

دور می شوند

ایستاده ام اینجا :

آسمان

ابری

خرگوش ها

مشکوک

کمی که وقت

بچرخد تا برف سال بعد

نزدیک درخت ها

بلرزی یا نلرزی

من رفته ام

کلاغ ها

غروب می شوند

دوشنبه, مهر ۲۵م, ۱۳۹۰ شعر

در 28 مهر 1361 در کنار آبهای گاه خروشان و گاه آرام دریا از پدر و مادری انزلی چی  که نام سروش بر من نهادند زاده شدم. در کنار دریا قدم زدم وبا ماسه ها همبازی شدم و شعر خواندم تا کلاسهای مدرسه یکی پس از دیگری تمام  شدند. برای تحصیل به گچساران رفتم و در رشته مهندسی صنایع مدرک  کارشناسی گرفتم و دوران سربازی را در کرج به پایان رساندم. به انزلی که برگشتم دریا شبیه همیشه بود و من همچنان شعر را دوست داشتم. 

ضمن تشکر از شما دوست عزیز که از سایت من بازدید کردید خوشحال می شوم جهت اظهار نظر در هر موردی و یا پرسش یا فعالیتی ادبی با من تماس بگیرید:  soroush@mahboubyeganeh.com